معاونت دانشجویی دانشگاه
۱۳۹۵ پنج شنبه ۵ اسفند
K.N.Toosi university
 
 
 
 
 
 
 


 
 
 
 
 
 
 

 
خواجه نصيرالدين كيست

    

روز پنج اسفند در ايران روز بزرگداشت خواجه نصير طوسي و روز مهندسي نام‌گذاري شده‌ است.

خواجه نصيرالدين مشهور به محقق طوسي، حكيم و دانشمند ميهن پرست ايراني در سال ۵۹۷ هجري در شهر توس ديده به جهان گشود. در زمان هلاكوخان به وزارت رسيد و انتقام ايرانيان را از دستگاه خلافت و جور عباسيان گرفت و با كمك هلاكو توانست خلافت عباسيان را در بغداد پايان بخشد و به قرنها ستم و بيداد آنها خط بطلان بكشد. او رصدخانه مراغه را با بيش از ۱۲ دستگاه و ابزار نجومي جديد، با ابتكار خود ساخت كه از شاهكارهاي مراكز علمي جهان در قرون وسطي بود. بعدها "تيكوبراهه" منجم هلندي با تقليد از او رصدخانه "اوزانين برگ" را برپا نمود.

خواجه حدود ۸۰ كتاب و رساله در رياضيات، نجوم، فلسفه، تفسير و مسايل اجتماعي نوشت و از كارهاي معروف او در علوم، وضع مثلثات و قضاياي هندسه كروي، تفهيم بي نهايت كوچك ها و تكميل نظريه ارشميدس است. علامه حلي(شاگرد وي) از او به عنوان استاد بشريت ياد ميكند. "جورج ساتن" وي را بزرگترين رياضيدان ايران به شمار مي ‏آورد و "بروكلمن" آلماني مي‏گويد وي از مشهورترين دانشمندان قرن هفتم و برترين مؤلفان اين قرن به طور مطلق است. جامعه علمي جهان به پاس خدمات و تلاشهاي اين دانشمند بزرگ در علم رياضي و نجوم نامش را بر كره ماه ثبت نمود.

 زاد روز

خواجه نصير الدين طوسى، روز شنبه يازدهم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهر طوس خراسان چشم به جهان گشود نام او محمد، كنيه ‏اش "ابو جعفر" لقبش "نصير الدين" (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتش"خواجه" است.

آموخته ها

خواجه نصير الدين ايام كودكى و جوانى خود را در طوس گذراند و دروس مقدماتى از قبيل خواندن و نوشتن، قرائت قرآن، قواعد زبان عربى و فارسى، معانى و بيان و مقدارى از علوم منقول از قبيل حديث و را نزد پدر روحانى خود "محمد بن حسن طوسى" فراگرفت در اين ايام خواجه نصير از مادرش در يادگيرى خواندن قرآن و متون فارسى بهره مى ‏برد .

 خواجه بعد از طى دوره سطح عالى در نيشابور و براي ادامه تحصيل به شهر رى و از آنجا به قم و بعد از مدتي راهى اصفهان شد، ليكن در اصفهان استادى كه بتواند از او استفاده نمايد، نيافت بعد از اندك مدتى به عراق مهاجرت نمود در عراق علم فقه را فراگرفته و در سال 619 هـ.ق، موفق به اخذ درجه اجتهاد و اجازه روايت از معين ‏الدين گشت. خواجه در عراق در درس اصول فقه علامه حلى حاضر گشت، وى نيز متقابلاً در درس حكمت خواجه شركت مى نمود. اين سنت حسنه تاكنون در حوزه ها باقى است و استاد و شاگرد به فراخور معلومات علمى يكديگر از هم استفاده مى ‏كنند و نهايت تواضع و فروتنى را براى كسب علم از خود نشان مى ‏دهند. خواجه سپس در موصل نجوم و رياضى را مي آموزد. به اين ترتيب خواجه نصير دوران تحصيل خود را پشت سر مى ‏گذارد و بعد از مدتها دورى از وطن و خانواده قصد عزيمت به خراسان مى ‏كند.

 اساتيد خواجه نصير الدين

 از محضر اساتيدي كه از محضرشان بهره ‏مند گرديده است عبارتند از:

1- از محضر دايى بزرگوارش (نور الدين على بن محمد شيعى).

2- از محضر رياضى دان معروف آن زمان (محمد حاسب) كسب فيض نموده است.

3- آخرين استادى كه خواجه در طوس پيش او تلمذ نمود (عبدالله بن حمزه) دايى پدرش بوده است.

_4 درس خارج فقه و حديث و رجال را در محضر امام سراج الدين كسب علم نمود.

_5 فريد‏الدين داماد نيشابورى دانشمند بزرگ آن عصر بود كه خواجه در حضور اين استاد اشارات ابن سينا را آموخت.

6- كتاب قانون ابن سينا را از قطب الدين فرا گرفته و در نهايت از محضر عارف نامور شيخ عطار نيشابورى بهره مند گرديد.

7- ابو السادات اسعد بن عبد القادر.

8- خواجه نصير علم فقه را از محضر (معين الدين سالم) فرا گرفته است.

9- در موصل از محضر (كمال الدين موصلى) نجوم و رياضى را آموخت.

شاگردان شاگردان بسياري از محضر خواجه كسب علم نموده ‏اند كه معروف‏ترين آنان را مي‏توان: علامه حلي و ابن فوطى را نام برد. تأليفات آثار علمى و قلمى فراوانى از خواجه به يادگار مانده كه به برخى از آنها اشاره مى‏ گردد.

1 - تجريد العقايد

2 - شرح اشارت بو على سينا

3 - قواعد العقايد

4 - اخلاق ناصرى

5 - آغاز و انجام

6 - تحرير مجسطى

7 - تحرير اقليدس

8 - تجريد المنطق

9 - اساس الاقتباس

10 - ذيج ايلخانى

11 - آداب البحث

12 - آداب المتعلمين

13 - روضه القلوب

14 - اثبات بقاء نفس

15 - تجريد الهندسه

16 - اثبات جوهر

17 - جامع الحساب

18 - اثبات عقل

19 - جام گيتى نما

20 - اثبات واجب الوجود

21 - الجبر و الاختيار

22 - استخراج تقويم

23 - خلافت نامه

24 - اختيارات نجوم

25 - رساله در كليات طب

26 - ايام و ليالى

27 - علم المثلث

28 - الاعتقادات

29 - شرح اصول كافى گفتار بزرگان

"علامه حلى" از شاگردان برجسته خواجه كه از بزرگترين علماى مذهب تشيع است درباره خصوصيات اخلاقى استادش مى‏ گويد: خواجه بزرگوار در علوم عقلى و نقلى تصنيفات بسيار دارد و در علوم اسلامى بر طريقه مذهب شيعه كتابها نوشت او شريف‏ترين دانشمندى بود كه من در عمرم ديدم.

"ابن فوطي" يكى از شاگردان خواجه نصير در خصوص اخلاق استادش مى ‏نويسد: خواجه مردى فاضل و كريم الاخلاق و نيكو سيرت و فروتن بود و هيچگاه از درخواست كسى دل تنگ نمى ‏شد و حاجتمندى را  رد نمى ‏كرد و برخورد او با همه با خوش رويى بود.

"ابن شاكر" يكى ديگر از مورخان اهل بيت است كه اخلاق خواجه را چنين توصيف مى ‏كند: خواجه بسيار نيكو صورت، خوش رو، كريم، سخى، بردبار، خوش معاشرت، زيرك و با فراست بود و يكى از سياستمداران روزگار به شمار مى ‏رفت.

"جرجى زيدان" درباره خواجه چنين مى ‏نويسد: علم و حكمت به دست اين ايرانى در دورترين نقطه ‏هاى بلاد مغول رفت تو گويى نور تابان بود در تيره شامى.

"بروكلمن" آلمانى در كتاب تاريخ ادبيات راجع به قرن هفتم مى ‏نويسد : مشهورترين علما و مؤلفين اين عصر مطلقا و بدون شك نصيرالدين طوسى است.

در كتاب تحفه الاحباب محدث قمى، صاحب مفاتيح الجنان، در مورد خواجه نصير مى ‏نويسد : نصير المله و الدين، سلطان الحكماء و المتكلمين، فخر الشيعه و حجة الفرقه الناجيه استاد البشر و العقل الحادى عشر.

خصوصيات اخلاقي

 خواجه را نمى ‏توان يك دانشمند محصور در قلم و كتاب به شمار آورد. او هرگز زندگى خويش را در مفاهيم و واژه ها خلاصه نكرد آنجا كه پاى اخلاق و انسانيت به ميان مي‏ آمد، او ارزشهاى الهى و اسلامى را بر همه چيز ترجيح مى ‏داد. خواجه از زندان نفس و خودخواهى رها گشته بود زندانى كه با علم و دانش نتوان از آن بيرون آمد بلكه رهايى از آن ايمان به خداوند متعال و تقوا و عمل صالح لازم دارد. با وجود اينكه بيش از هفت قرن از عصر خواجه مى‏گذرد ولى هنوز سخن او، رفتار او و دانش او، زينت بخش مجالس و محافل اهل علم و دانش مى باشد. فعاليت چندى از فتح بغداد نگذشته بود، كه هلاكو خواجه را به ساختن رصد خانه تشويق كرد.

هلاكو كليه موقوفات را به خواجه واگذار كرد تا 110 آنها را به مصرف رصد خانه برساند. خواجه به امر هلاكو، مشاهير، حكما و منجمان را به مراغه احضار كرد. رصدخانه مراغه در سال 656 هـ.ق، آغاز و در سال 672 هـ.ق به اتمام رسيد در اين رصدخانه از ابزار نجومى كه از قلعه الموت و بغداد آورده بودند استفاده گرديد. خواجه توانست كتابخانه عظيمى در آنجا تأسيس كند. تعداد كتب آن را بالغ بر چهار صد هزار جلد نوشته اند.

 دوران بازگشت به ميهن

خواجه در بين راه بازگشت به ميهن از شهرهاى مختلف عبور كرد و به نيشابور رسيد، نيشابور در آن زمان چند بار مورد هجوم قرار گرفته بود و شهر در دست مغولان بود.

خواجه بعد از نيشابور به طرف طوس زادگاه خويش ادامه مسير داد و از آنجا خود را به قاين رساند تا بعد از سالها به ديدار مادر و خواهرش موفق شود مدتى در قاين اقامت كرده و به تقاضاى اهل شهر امام جماعت مسجد شهر را قبول و به مسائل دينى مردم رسيدگى كرد و اطلاعاتى نيز درباره قوم مغول به دست آورد. خواجه در سال 628 هـ.ق در شهر قاين با دختر فخرالدين نقاش پيمان زناشويى بست و به اين ترتيب دوره ‏اى ديگر از زندگى پرفراز و نشيب خواجه آغاز گرديد. بعد از چند ماه سكونت در شهر قاين از طرف محتشم قهستان به نام ناصرالدين كه مردى فاضل و كريم و دوست‏دار فلاسفه بود دعوت به قلعه شد. او به اتفاق همسرش به قلعه اسماعيليان رهسپار گرديد. قلعه ‏هاى اسماعيليه بهترين و محكم‏ترين مكان در برابر حمله مغولها بود. در اين مدت كه خواجه نصير در قلعه قهستان بود بسيار مورد احترام و تكريم قرار مى ‏گرفت و آزادانه به شهر قاين رفت و آمد داشته و به امور مردم رسيدگى مى ‏نمود. در همين زمان بود كه به درخواست ميزبان كتاب (طهاره الاعراق) ابن مسكويه را از عربى به فارسى ترجمه كرد و نام آن را اخلاق ناصرى (به نام ميزبان خود) نهاد. وي در اخلاق ناصري رستگاري راستين انسان‌ها را در سعادت نفساني، سعادت بدني و سعادت مدني مي‌داند و اين نكته نشان مي‌دهد كه خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسماني و رواني نيز كارشناس بوده ‌است.

خواجه نصير حدود 26 سال در قلعه ‏هاى اسماعيليه به سر برد و در اين مدت دست به تأليف و تحرير كتابهاى متعددى زد از جمله شرح اشارات ابن سينا، اخلاق ناصرى، رساله معينيه، مطلوب المومنين، روضه القلوب، رساله تولى و تبرى و   .  خواجه در اين دوره از زندگانى پر ماجراى خويش از كتابخانه هاى غنى اسماعيليان بهره ها برد و به علت نبوغ فكرى و دانش و آلايش معروف و سرشناس گشت. مغول بيشتر ممالك اسلامى را به اطاعت خود درآورده بود ولى اسماعيليه و بنى عباس هنوز در قدرت بودند در حالى كه سران مغول در فكر يورش به بغداد، مقر بنى عباس، بودند اسماعيليه ظلم و ستم را از حد گذرانده و فساد آنقدر شدت پيدا كرده بود كه كسى طاقت نداشت تا جايى كه قاضى شمس ‏الدين قزوينى كه عالم و مورد اعتماد مردم قزوين بود از ستم فزون از حد اسماعيليه به (قا آن) نوه چنگيز خان شكايت برده و طلب كمك نمود تا اينكه (قا آن) برادر كوچك خود هلاكوخان را مأمور سر كوبى قلعه ‏هاى اسماعيليه كرد.

هلاكو خان در سال 651 هـ.ق، با 12000 نفر روانه قهستان شد. نماينده‏اى پيش (ناصرالدين) گسيل داشته و او را به قبول اطاعت از خود فرمان داد. ناصرالدين كه در اين زمان پير و ناتوان شده بود به نزد هلاكو رفت و تسليم گرديد. هلاكو هم او را محترم شمرد و به حكومت شهر تون (فردوس كنونى) فرستاد با تسليم شدن ناصرالدين عملا شكستى در جبهه اسماعليه رخ داد و مغولان قلعه‏ها را يكى پس از ديگرى تسخير كردند. خواجه نصير با اطلاع از اين جريان دانست كه هلاكو مرد خونريزى نيست چون كه ناصرالدين را دولت ديگر بخشيده سپس هلاكو دو نماينده نزد (خورشاه) فرستاد و او را به تسليم شدن خواند، "خورشاه" با مشورت و صلاح ديد خواجه حاضر به قبول اطاعت شد. خواجه مذاكراتى با هلاكو داشت و ضمن آن گفت پادشاه نبايد از قلعه ها نگران باشد چونكه دلايل نجومى چنان نشان مى دهد كه دولت اسماعيليه در حال سقوط است پيش بينى خواجه درست بود روز شنبه اول ذيقعده سال 654 هـ.ق، با تسليم شدن "خورشاه" نقطه پايان بر حكومت اسماعيليان در ايران گذاشته شد و از آن پس جز نامى از اسماعيليان در تاريخ باقى نماند. خان مغول خواجه را كه در جلوگيرى از خونريزى و تسليم شدن خورشاه نقش بسزايى داشت با احترام پذيرفت و از او تجليل فراوانى نمود.

وفات

 هيجدهم ماه ذيحجه سال 672 هـ.ق، آسمان بغداد رنگ ديگرى داشت. گويى اتفاقى در شرف وقوع است كه آرامش را از اين شهر بگيرد و مردم را در عزا بنشاند. با رحلت خواجه، بغداد يكپارچه غرق ماتم شد و اشكها چون سيلاب از گونه ها جارى گرديد، با ارتحال خواجه جهان تشيع بزرگترين حامى خويش را در دستگاه حكومت از دست داد. خواجه با احترام خاصى به سوى آستان مقدس امام كاظم (عليه السلام) در شهر كاظمين تشييع و در جوار آن امام همام به خاك سپرده شد.

 

1392/12/19 تاریخ
 
   

 
   
 
 
 
   
 
 
 
كسب مدال طلا دركشتي
-
.
كسب مقام قهرماني دانشجويي

كسب مقام سومي دانشگاه در

مسابقات بدمينتون دانشجويان
 

دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی